پیروزی در جنگ با همسویی میدان، دیپلماسی و خیابان
گفتوگوی تلویزیونی با مردم
۳۰ فروردین ۱۴۰۵
ضمن عرض سلام به ملت شریف، شجاع، بصیر، آگاه و وقتشناس ایران و عرض تبریک و تسلیت و ابراز همدردی با خانوادههایی که عزیزان از جمله، همسران، فرزندان، والدین و دوستان خود را از دست دادند، از خداوند میخواهم بهگونهای عمل و رفتار کنیم که مدیون این عزیزان نباشیم. خداوند را شاکرم که فرصت شد با مردم عزیز سخن بگویم و قطعاً بهتر بود تا زودتر این صحبت را با مردم داشته باشم؛ اما مشغله و فشار کاری این فرصت را نداد.
اطلاع مردم از واقعیتها، حق قطعی آنهاست
معتقدم دانستن و مطلع بودن مردم قطعاً حق قطعی آنها بوده و این روشنگری از وظایف اصلی ماست، آغاز این جنگ، ادامه حیلهگری و بیاعتمادی بود که نسبت به آمریکا وجود داشت و آنها باز هم در وسط مذاکره این حرکت را انجام دادند و این بار در طراحی خود، فرماندهان ما و در آغاز کار در این نوبت، امام ما را به شهادت رساندند. بخشی از فرماندهان را نیز در جلسات دفاعی به شهادت رساندند و بخشی از مدافعان ما را در جای دیگر به شهادت رساندند و خوی جنایتکاری خود را باز هم نشان دادند.
در آن جنگ عکسالعمل ما در حمله با تأخیر ۱۵ ساعته اتفاق افتاد؛ اما در این نوبت با اینکه فرمانده معظم کل قوا، فرمانده سپاه و رئیس ستاد کل نیروهای مسلح به شهادت رسیدند و باید خللی در کار ایجاد میشد؛ اما در کمترین زمان ممکن، بادقت عکسالعمل لازم را نشان دادیم که حاکی از این است که ما از تجربیات گذشته استفاده کردیم و ساختار ما بسیار مستحکم است. اینکه امام کبیر (ره) و امام شهید ما میگفتند تصور نکنید این کشور متکی به ماست بلکه متکی به خدا و متکی به این ملت است و در نبود ما نیز کار آن پیش میرود، به همین خاطر است.
قدرت نظامی ما در این جنگ نسبت به جنگ قبلی بسیار بیشتر بود
امام شهید ما چند روز قبل از شهادتشان، در دیدار با مردم آذربایجان فرمودند که اگر ما هم نباشیم، خداوند خود مردم را مبعوث میکند و امروز بعد از گذشت بیش از ۴۰ روز از آغاز این جنگ، معنای آن حرف را درک کردیم و کلام ایشان عینیت پیدا کرد که مردم خودشان مبعوث شده و امام و امت شدند و خداوند آنها را هدایت کرد و دیدیم که چه شد. جنگ ما در چنین شرایطی آغاز شد.
پیشازاین نیز گفته بودم که اگر جنگی رخ دهد از جهت کیفی و کمی و بهویژه طراحی آفندی قطعاً یکسروگردن از گذشته قدرتمندتر هستیم و دشمن ما که این موضوع را باور نمیکرد، در میدان آن را دید. مردم ما نسبت به آن دوره بیشتر پایکار هستند و قریب به ۵۰ شب است که مردم هر روز در خیابانها حضور دارند. ما قریب به ۱۸۰ پهپاد دشمن را مورد اصابت قرار دادیم درحالیکه در جنگ قبلی این توان را نداشتیم و کسب این توانایی صرفاً ظرف ۸ ماه رخ داد.
هدف قراردادن F۳۵ یک اتفاق نبود
درایت مقام معظم رهبری در حوزه جنگ نامتقارن و پیشرفتهای علمی بهگونهای بود که دشمن نیز به آن اعتراف کرد، هدف قراردادن جنگنده F۳۵ یک اتفاق نیست؛ بلکه ظرفیتی در ابعاد مختلف باقابلیتهای طراحی و فنی است. کسانی که باید بدانند بهخوبی حرفهای مرا متوجه میشوند. موشکی که در نزدیکی هواپیما منفجر شد، قابلیت ما را به آنها نشان داد که در حال حرکت به چه سمتی هستیم؛ لذا در جریان ۸ ماه فاصله این جنگ با جنگ قبلی، توانستیم طراحیهای لازم را باقابلیتهایی که مشاهده شد، داشته باشیم.
این به معنای این نیست که ما از لحاظ نظامی از آمریکاییها قویتر هستیم، مشخص است که پول و امکانات آمریکاییها از ما بیشتر است. از طرفی کار آنها همواره در دنیا تهاجم بوده؛ لذا تجربه بیشتری دارند. رژیم صهیونیستی نیز نوچه آنها در منطقه است؛ چنانچه در جریان جنگ قبل نیز خودشان اشاره کردند که اگر اسرائیلی در منطقه نبود بههرحال باید چنین رژیمی درست میشد تا کار آنها در منطقه را انجام دهد.
برتری در عرصه میدان نبرد با جمهوری اسلامی ایران بود که ترامپ درخواست آتشبس داد
ما دشمن را نابود نکردهایم، بلکه در این جنگ برنده میدان بودیم، ذکر این نکته مهم است که قطعاً تجهیزات، امکانات و پول در جریان جنگ و پیروزی مؤثر است؛ اما همیشه اینگونه نیست. ما در یک جنگ نامتقارن با دشمن بهگونهای ظاهر شدیم که با طراحی و آمادگی خود آنها را زمینگیر کردیم. آنها امکانات و تجهیزات داشتند؛ اما در قدرت طراحی از آنها بهدرستی استفاده نکردند و این همانجاست که ما گفتیم آنها از نظر راهبردی تصمیمات اشتباه میگیرند و درباره ملت ما اشتباه میکنند چنانچه در طراحی نظامی اشتباه میکنند.
آنها مدعی هستند اول، آمریکا اما اکنون در عمل نشان داده که اول، اسرائیل چرا که با اطلاعات غلط و تحلیل غلط آنها تصمیمگیری میکنند. گاهی برخی حتی در رسانه ملی اینگونه میگویند که ما تمام قدرت نظامی آنها را نابود کردهایم و برویم بقیه را هم نابود کنیم و مذاکره نکنیم که در پاسخ میگویم باید توجه کرد که قطعاً برتری در عرصه میدان با ماست و برای همین است که ترامپ درخواست آتشبس دارد.
افتضاح آمریکاییها در اصفهان بهمراتب از افتضاح طبس بدتر بود
برای کشف دلایل موفقیتمان باید به اهداف دشمن از این جنگ نگاه کنیم، اولاً این آمریکاییها بودند که به ما تهاجم کردند و ما این کار را نکردیم. او قصد داشت ایران را تسلیم کند و تصور میکرد ظرف ۳ روزکار تمام میشود اما ۴۰ روز ادامه پیدا کرد و بعد از آن به دنبال آتشبس بود. ازسویدیگر او به دنبال تغییر نظام ایران بود اما نتوانست چون تصور میکرد ما هم مثل ونزوئلا هستیم و میتواند همان کار را با ما بکند و نفت ما را بگیرد و بعد در خلیجفارس بگوید هرکس نفت خواست اینجا بیاید و بگیرد.
هدف بعدی این بود که تصور میکرد با بمبارانی که انجام میدهد همان روزهای اول توان موشکی را از ما میگیرد؛ اما هرچه زمان گذشت دید نواخت و دقت شلیکهای ما کاهش نیافت و نتوانست توان آفندی ما را از بین ببرد که البته درباره آن هشدار داده بودیم. حتی در نوبت قبل لانچرها مورد اصابت قرار میگرفت؛ اما این بار نتوانستند همین کار را هم انجام دهند. افتضاحی که آنها در اصفهان برای خود به بار آوردند بهمراتب بدتر از افتضاح طبس بود.
عدم موفقیت دشمن در رسیدن به اهداف خود از آغاز جنگ به معنای پیروزی ما در میدان نبرد است
آنها تصمیم داشتند نیروهای ضدانقلاب را از مرزهای غربی و شرقی به ایران روانه کرده و ما را در این نقاط درگیر کنند که حتی اعتراف کرد به آنها اسلحه داده است. آنها به دنبال آشوبهای داخلی در قبل و بعد از جنگ بود؛ اما به هدف خود نرسید. همچنین به دنبال حمله زمینی به ایران بودند اما نتوانستند. در ادامه تلاش داشت تنگه هرمز را به دست بگیرد و آن را برای خود باز کند که برای این کار از دنیا کمک خواست؛ اما کسی به او کمک نکرد، ناتو را فراخواند؛ اما پاسخی دریافت نکرد؛ لذا خودش اقدام کرد؛ اما نتیجه نگرفت. ازاینرو روشن است که ما در این صحنه پیروز هستیم و دشمن نیز به آن اعتراف میکند و افکار عمومی دنیا نیز این را میدانند.
این موضوع خیلی متفاوت با آن است که بگوییم ما ارتش آنها را نابود کردهایم؛ اما ما بدون شک پیروزیم. امروز ما ۳ عرصه میدان، خیابان و دیپلماسی داریم که من به آن دیپلماسی اقتدار میگویم و به نظرم نباید بین این موارد هیچ تفکیکی وجود داشته باشد و جداگانه حساب شود. امروز خیابان، میدان و دیپلماسی با هم هستند. ما امروز در حوزه قدرت نظامی باتوجهبه عواملی که ذکر شد، موفقیت کسب کردهایم و گاهی نیازمند هستیم روی این موضوعات مانور داده و بهدرستی حرکت کنیم یعنی بدانیم در حوزه نظامی در نقطه حداکثری قرار داریم و قطعاً امروز خیابان باعث شده ما در میدان باقدرت بایستیم؛ یعنی هم نیروهای مسلح و هم مردم.
میدان، خیابان و دیپلماسی در حقیقت یک عرصه نبرد هستند/ مذاکره یک روش مبارزه است
امروز بخشی از خواستههای ما که باید منجر به این شود که دشمن به خواستههای خود نرسد و حقوق ملت را ادا کنیم به این معنا که ما در حوزه نظامی چیزی به دست آوردهایم؛ اما به لحاظ سیاسی و حقوقی این موضوع را برای امروز و آینده باید تثبیت کرده و به ثبت برسانیم؛ اینجا همانجاست که باید دیپلماسی اقتدار به میدان بیاید و کار آنهاست و پرچم را آنها باید به دست بگیرند. البته قطعاً دشمنان ما بودند که به دنبال آتشبس بودند و اگر ما نیز آن را بهصورت موقت قبول کردیم بهخاطر این بود که آنها به خواستههای ما تن بدهند.
دشمن تمام تلاش خود را کرد که خواستههایش را به ما تحمیل کند؛ لذا اینکه ما حقوق خود را ثبت کنیم و پای آن بمانیم با ایستادگی در عرصه دیپلماسی انجام میشود، اینجاست که مذاکره یک روش از مبارزه است و همه اینها مکمل هم هستند. اولین خواهشی که از مردم دارم این است که این سه میدان را یک میدان ببینند و بدانند برافراشتن پرچم پیروزی و حقوق ملت باید هدف اصلی ما باشد که آن را تثبیت کنیم و مطمئن باشید که ما در این میدان بههیچعنوان وادادگی نخواهیم داشت و در این چارچوب کار را دنبال میکنیم. معتقدم ملت ایران مفهوم اراده ملی و عزم ملی را عینیت بخشیدند، حتی در سراسر جهان به نمایش گذاشتند و به معنای واقعی خود احیا کردند؛ لذا این ظرفیت وجود دارد و این پیروزی را به دست خواهیم آورد.
در زمان آتشبس هم مانند دوران جنگ آمادگی کامل نظامی برای پاسخ به هرگونه خطای دشمن را داریم
تا زمانی که در حوزه میدان و نظامی کار را دنبال میکردیم، محکم بودیم و امروز نیز محکم هستیم، امروز هر لحظه دشمن خطایی کند ما در لحظه پاسخ میدهیم چرا که هیچ اعتمادی به دشمن نداریم؛ ممکن است در همین لحظه که اینجا نشستهایم دشمن مجدداً جنگ را آغاز کند؛ لذا نیروهای مسلح کاملاً آماده هستند و اینگونه نیست که چون ما در حال مذاکره هستیم، بخش میدان فعالیتی ندارد؛ خیر. به همان میزان که مردم در خیابان هستند نیروهای مسلح نیز آماده هستند.
زمانی که دشمن نتوانست از طریق اعمال قدرت نظامی خواستههای خود را به ما تحمیل کند و با اولتیماتوم کار خود را پیش ببرد به دنبال ارسال پیام رفت. تأکید میکنم ما امروز هم مانند زمانی که در آتشبس نبودیم، بسیار محکم هستیم و اگر اتفاقی رخ دهد، پاسخ لازم را خواهیم داد و تردیدی در آن نیست. دشمن مجموعهای ۱۵ بندی را از طریق چند کشور مختلف به ایران منتقل کرد تا روی آنها مذاکره شود تا زمانی که این موضوع بهصورت رسمی از طریق پاکستان اعلام شد و فرمانده ارتش آنها این موضوع آمریکاییها را به ایران منتقل کرد.
ایستادگی مقابل تهدیدات و اولتیماتومهای آمریکاییها، تحریمها را بیاثر کرد
این موضوع در جلسات مختلف و در جلسات شورایعالی امنیت ملی مورد بحث قرار گرفت. این مسئله حدوداً روز ۳۶اُم یا ۳۷اُم جنگ رخ داد. تا پیشازاین هرچه آنها اولتیماتوم میدادند ما در میدان ایستاده بودیم و جواب آنها را میدادیم. حتی تهدید کرده بودند که ظرف ۴۸ ساعت آینده زیرساختها را میزنند که ما گفتیم این کار غلط است؛ اما اگر زیرساخت را بزنید ما هم زیرساختها را میزنیم؛ آنها گفتند ما برای شما جهنم درست میکنیم که ما گفتیم جهنمی که تو درست میکنی پیش از اینکه برای ما آسیب باشد، اول برای خانوادههای آمریکایی آسیب خواهد بود. اقدامات ما آنها را منفعل کرد و نتوانست تصمیمگیری کند و بعد ارسال پیام را آغاز کرد.
توجه کنید وقتی زیرساختها مورد هدف قرار میگیرد؛ چه زیرساختهای ما و چه زیرساختهای محل استقرار آمریکاییها در منطقه؛ کشورهای منطقه هم آسیب میبینند؛ چون این زیرساختها در کشورهای آنها بنا شده است. اگر بنا شده باشد چاههای نفت ما مورد اصابت قرار گیرد، دیگر نباید نفتی از جای دیگر هم صادر شود؛ چون وقتی ما نفت نداشته باشیم آنها نباید همانند رفتاری که با ونزوئلا کردند با ما کرده و از نفت ما استفاده کنند. همین باعث شد تحریمها بیاثر شود. تا آن روز حرفی از مذاکره نبود و صرفاً پیشنهادات ۱۵ بندی میآمد.
متن ۱۵ بندی آمریکاییها برای آتشبس را نپذیرفتیم و متن ۱۰ بندی خودمان را دادیم
در نهایت نخستوزیر پاکستان و فرمانده ارتش این کشور این متن ۱۵ بندی را برای ما ارسال کرد که حرف آمریکاییها چنین چیزی است و موضوع در شورایعالی امنیت ملی مورد بحث قرار گرفت و در لحظه به رهبری معظم منتقل و منعکس شد و در نهایت جمعبندی بر این شد که ما آن متن ۱۵ بندی را نپذیرفتیم و مقرر شد ۱۰ بند مشخص شود که خواستهها، اهداف و حقوق ملت ایران در آن گنجانده شود که ما آن را نه به آمریکاییها بلکه به پاکستانیها اعلام کردیم. آنها بهعنوان میانجی با آمریکاییها صحبت کردند البته بعد از آن آمریکاییها یک پیشنهاد ۹ بندی دادند که ما باز هم بر شروط ۱۰ بندی خود تأکید کردیم که در نهایت آمریکاییها پذیرفتند و گفتند برای آغاز این موضوع باید یک آتشبس موقت بدهیم که یکی از بندهای مهم بود البته وارد محتوا نمیشوم. همینکه آنها امروز اصرار دارند که ۳ یا ۴ روز به پایان آتشبس مانده و بیایید که کار را نهایی کنیم، نظر ما این است که هنوز تمام خواستههای ما محقق نشده است.
ما بهطرف پاکستانی گفتیم اگر آمریکا به دنبال این موضوع است، صفحه رسمی آقای ترامپ در توییتر باید اعلام کند که درخواست آتشبس دارد تا همگان بدانند که این آتشبس خواسته آنهاست. دیپلماسی اقتدار به این معناست که آنها به این موضوع در این مقطع احتیاج دارند. ما در میدان پیروز هستیم چرا که دشمن به هیچ یک از اهداف خود در جنگ نرسید. ما در تنگه هم مستقر ماندیم.
آتشبس برای حزبالله لبنان بخشی از شروط ۱۰ بندی بود؛ چون آنها بهخاطر ما وارد جنگ شدند
ما تأکید داشتیم حزبالله لبنان هم باید بخشی از آتشبس باشد، مردم و بهویژه عزیزان در میدان باید به این موضوع توجه کنند که سالیان سال است که رژیم صهیونیستی با حزبالله میجنگد؛ اما در جنگ اخیر، حزبالله کار خود را بهخاطر جمهوری اسلامی ایران آغاز کرد و جبهه مقاومت به کمک ما آمد؛ ازاینرو اگر ما قصد داشتیم آتشبس را برقرار کنیم حتماً باید شامل آنها نیز میشد؛ لذا یکی از ۱۰ بند ما «آتشبس در منطقه» به معنای ایران و جبهه مقاومت بود.
به طور خاص، توییت نخستوزیر پاکستان را دیدید که هنگام دعوت برای آتشبس از کلمه حزبالله لبنان استفاده کرد؛ لذا این منطق بود. وقتی ما به پاکستان رفتیم، آتشبس اعلام شده بود؛ اما در لبنان بهدرستی انجام نشده بود که من در این باره توییت زدم که شما مکلف به تکمیل و تثبیت آتشبس برای حزبالله در لبنان هستید نیز به این خاطر بود. یکی از بحثهای آمریکاییها نیز این بود که اگر آتشبس شد و بخشی از تعهدات و مهمترین آن یعنی آتشبس برای حزبالله رخ داد، ما هم تردد در تنگه را عادی کنیم که من دراینخصوص باید بگویم که ما همواره به دنبال عادی کردن ترددها بوده و الان هم هستیم؛ اما اگر مقداری این قضیه را متوقف کردیم بهخاطر این بود که آتشبس بهصورت کامل در لبنان برقرار نشده بود که بعد از تکمیل آن، تردد نیز باز شد.
کنترل تنگه هرمز در دست جمهوری اسلامی ایران است/ درخواست فرصت ۱۵ دقیقهای هیئت مذاکرهکننده آمریکایی در پاکستان از قالیباف برای بازگشت مینروبها از آبهای ایران
امروز تنگه در کنترل جمهوری اسلامی ایران بوده و ازسویدیگر ما میخواهیم مردم دنیا بهویژه کسانی که در این جنگ طرف دشمن ما نرفتند و رفتار خصومتآمیز با ما ندارند، بهراحتی از تنگه عبور کنند و ما قصد نداریم فشار به مردم دهیم و یا ناامنی را توسعه دهیم؛ ما هرگز به دنبال این نیستیم. در نهایت خواسته ما عملی شد و زمانی که آمریکا این را دید قصد ارسال مینروب به خلیجفارس داشت تا مینروبی کند که ما ایستادیم و برخورد کردیم و آن را لغو آتشبس میدانستیم و گفتیم اگر اقدام کنند ما میزنیم و تا مرحله درگیری نیز پیش رفتیم و آنها ناچار به عقبنشینی شدند.
زمانی که ما در پاکستان بودیم، آقای عبداللهی با ما تماس گرفت و گفت مینروب آنها در نقطهای قرار گرفته که اگر همانجا نایستد موشک ما به آنها اصابت میکند که من به هیئت آمریکایی هشدار دادم، شما در این مرز قرار دارید و اگر از این جلوتر بیایید، قطعاً میزنیم. آنها گفتند آقای قالیباف ۱۵ دقیقه فرصت دهید، دستور میدهیم برگردند که همین اتفاق هم افتاد و سردار عبداللهی اعلام کرد که مینروبها بعد از یک ربع بازگشتند.
حق استفاده از تنگه با پروتکلهای جمهوری اسلامی ایران امکانپذیر است
ازاینرو اگر امروز ترددی در تنگه انجام میدهد تحت کنترل جمهوری اسلامی ایران است. لطف خدا بر این شده که ظرفیتهای بالقوه تنگه برای ما بالفعل شده و این بهخاطر اشتباه دشمن در راهبردهایشان است که همان نیز به لطف خدا و ایثار ملت و خون شهدا و امام شهید ماست. داستان ما همانند داستان حضرت موسی (ع) شد که فرعون تمام نوزادان پسر را میکشت که کسی مقابل او نباشد؛ اما اراده خدا بر این شد که حضرت موسی (ع) را به کاخ خود برد و پرورش داد. به لطف خدا دشمن ما اهرم به این بزرگی را به نفع ما حرکت داد و امروز تبدیل به یک نعمت الهی برای ما شد.
البته قطعاً این تنگه، تنگهای است که مردم دنیا و کشورهای منطقه باید از آن استفاده کنند و ما متوجه این موضوع هستیم و مانند آمریکاییها نیستیم که همه منافع را ببلعیم؛ اما اجازه نمیدهیم آمریکاییها بگویند ما در تنگه منافعی داریم. ما حق استفاده از تنگه را میدهیم؛ اما پروتکلهای خاص را قرار میدهیم.
محاصره ایران از طریق منع تردد دریایی تصمیم احمقانهای بود
حدود ۲ تا ۳ روز است که آمریکاییها ما را محاصره کردهاند به این معنا که همه عبورومرور کنند؛ اما ایران تردد نکند؛ عجب تصمیم ناشیانه و احمقانهای! اگر اینجا تنگه ماست، مگر میشود سایرین از آن عبور کنند؛ ولی ما عبور نکنیم؟ آیا امکانپذیر است؟ من تأکید کردم اگر محاصره را رها نکنند قطعاً تردد در تنگه محدود خواهد شد و تردیدی در آن نیست. روز گذشته نیز به فرمانده ارتش پاکستان گفتم که قطعاً دشمن نباید چنین اقداماتی کند که نقض آتشبس است.
آقای ونس به من گفت با حسننیت به پاکستان آمدهام تا به صلح پایدار برسیم. من در جواب به توییت خودم اشاره کردم که گفته بودم ما با حسننیت اما در اوج بیاعتمادی به پاکستان میرویم و به او گفتم همینالان هم که روبروی شما نشستهام هیچ اعتمادی به شما ندارم و شما باید در وهله اول اعتمادسازی کنید. من ادامه دادم که صحبت شما در حالی است که ترامپ توییت زده اگر مذاکرهکنندگان ایرانی را هدف قرار نداده برای این بوده که مذاکره کنند و اگر ظرف ۲۴ ساعت به نتیجه نرسند، معلوم نیست زنده بمانند! من به او تأکید کردم این رفتار شما آمریکاییهاست.
اعتراف آمریکاییها به سرسختی و اقتدار هیئت مذاکرهکننده ایرانی در پاکستان
ما آماده جنگ بوده و هستیم ضمن اینکه ما هیچگاه جنگطلب نبودیم و بیاعتماد بوده و هستیم، ما به قدرت ملت ایران اعتماد و به نصرت الهی ایمان داریم و هیچ اعتمادی هم به آمریکاییها نداریم. ما در حقیقت بااقتدار و منطق وارد شدیم که خود آنها نیز در رسانههای خود اشاره کردند که هیئت ایرانی بسیار سرسخت و مقتدرانه روی اصول خود ایستادگی کردند.
راهبرد اصلی هیئت مذاکرهکننده ایرانی نیز بر اساس تدابیر رهبری معظم و امام شهید بود و هیچگاه نیز خارج از آن کاری نکردیم، ما مذاکره را یک روش مبارزه برای تکمیل میدان و گرفتن حق مردم حاضر در خیابان و همه ملت ایران میدانیم؛ لذا مطمئن باشید ما این موضوعات را بند به بند دنبال میکنیم.
هیچگاه داوطلب ایفای نقش بهعنوان مذاکرهکننده نبودم/ کاغذهای مذاکره و کالکهای نقشه جنگ برایم یکی است
مردم ما در خیابان، میدان را پر میکنند، نیروهای مسلح در عرصه نظامی کار را دنبال میکنند و بنده نیز بهعنوان یک رزمنده موضوع را در حوزه مذاکرات دنبال میکنم، البته روشن بگویم من هیچگاه داوطلب چنین کاری نبودم. من از باقیمانده رزمندگان هستم و هیچ توفیقی برای من بالاتر از شهادت نیست.
امروز چه کاغذهای مذاکره و چه کالکهای نقشه جنگ برای من یکی است، حاضرم هم جان و هم آبروی خود را بدهم. من حاضرم هم خون بدهم و هم خوندل بخورم و مهم این است که حق این ملت و سرافرازی ایران حفظ شود و مردم نیز اطمینان و دعا کنند که همه ما تحت رهبری حضرت آیتالله آقا سید مجتبی خامنهای پیش میرویم و نه جلوتر و نه عقبتر از ایشان خواهیم بود. «وَأُخْرَی تُحِبُّونَهَا نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِیبٌ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ»
در پاسخ به این سؤال که ترامپ پیش از آغاز مذاکرات دائماً میگفت در حال مذاکره با ایران است؛ اما ایران آن را تکذیب میکرد، باید گفت: اگر ما با آمریکا در حال مذاکره بودیم پس چرا ترامپ اینهمه اولتیماتوم ۲ روزه و ۵ روزه برای هدف قراردادن زیرساختها میداد؟ من از بصیرت، شجاعت و غیرت ملت ایران و بهویژه بانوان ایرانی که باغیرتتر از مردان در میدان بودند تشکر میکنم. من شرمنده بانوانی شدم که زمانی که دشمن تهدید کرد قصد دارد نیروگاهها، پلها و زیرساختها را مورد اصابت قرار دهد، دست فرزندان خود را گرفتند و به روی همان پلها رفتند و زنجیره انسانی تشکیل دادند. هیئت حاکمه نادان آمریکا چطور تصور میکند ایران، ونزوئلا است و موقعیت اینجا را درک نمیکنند؟
من به ونس گفتم ملت ایران ملت باادب و شجاعی هستند و در تاریختمدن جایی نبوده که ایرانیها استقلال خود را ازدستداده باشند و همین موضوع به ما پیروزی میدهد. ما در جریان جنگهای جهانی در قرون اخیر که نقشی در آن نداشتیم شاهد کشتارهای عظیمی در جریان قحطیها و جنگها بودیم؛ اما این افتخار برای ملت ایران بوده و هست که امروز توانست هم زمان ابرقدرت دنیا و رژیم سفاک صهیونیستی را زمینگیر کند.
مذاکره از زمان توییت ترامپ با مضمون درخواست مذاکره با ایران آغاز شد
تا ۴۸ ساعت قبل از آتشبس هرگز هیچ مذاکرهای اتفاق نیفتاد، عنوان کرد: ترامپ استاد دروغ است و در توییت اخیر او از ۷ موردی که بیان شد، ۸ مورد کذب بود. سخنگوی وزارت خارجه که سخنگوی هیئت مذاکرهکننده هم هست شب گذشته بهدرستی این موضوع را توضیح داد. در حقیقت مذاکره از زمانی آغاز شد که توییت ترامپ بعد از درخواست نخستوزیر پاکستان با این مضمون که آنها درخواست آتشبس دارند، منتشر شد.
ما هیچ مذاکرهای پیشازاین نداشتیم و صرفاً میانجیها پیامهایی ارسال میکردند که بیپاسخ میماند، بعد از اینکه شورایعالی امنیت ملی درباره شروط ۱۰ بندی به جمعبندی رسید و رهبری معظم با اساس این شروط موافقت کردند مذاکره انجام شد که در همان ۴۸ ساعت آخر بود. در آن زمان هم مذاکرهای صورت نگرفت؛ بلکه از طریق میانجی، پیام فرستادیم. مذاکره از شنبه و در طول همان ۳۰ ساعتی بود که در پاکستان حضور داشتیم و اولین توییت رسمی ما در جریان مذاکره همان توییت وزیر خارجه بود که ما با آتشبس بعد از درخواست آتشبس از سوی ترامپ موافقت کردهایم.
آتشبس در لبنان و آزادسازی داراییهای مسدود شده پیششرط مذاکره با آمریکاییها بود
روند توییتها باید بررسی شود تا مواضع روشن باشد، بی شک آتشبس برای حزبالله لبنان جزء موارد اولیه توافق بود که البته خود لبنانیها هم بحثهایی داشتند و رئیسجمهور و نخستوزیر لبنان که به آمریکاییها نزدیک بودند، همچنین آقای نبیه بری رئیس مجلس لبنان که دو بار با ایشان گفتوگوی تلفنی داشتم، حزبالله و بخش عظیمی از مردم لبنان نسبت به رژیم صهیونیستی حرفهایی دارند. ما گفتیم موضوع مربوط به حزبالله و داراییهای مسدود شده باید پیش از مذاکرات در دستور کار قرار گیرد و اگر قرار باشد این مسائل حل نشود ما وارد شروط ۱۰ بندی نمیشویم.
نشست اولمان با فرمانده ارتش پاکستان بهعنوان میانجی سر قضیه آتشبس حزبالله بود و ۲ ساعت و ۱۵ دقیقه بحث کردیم و نشست نخست آنها با هیئت آمریکایی نیز سر این موضوع بود. چون گفته بودیم اگر تکلیف این موضوع روشن نشود وارد موضوعات ۱۰ بندی نمیشویم که از همان روز ترامپ موضوع را دنبال کرد و نتانیاهو صحبت کرد که آتشبس هم آغاز شد؛ اما کامل نشد. عدهای هم در لبنان به شهادت رسیدند و ما گفتیم اگر این روند ادامه پیدا کند نهتنها مذاکره نمیکنیم؛ بلکه پاسخ شدید میدهیم و هوافضا هم برای مقابله اعلام آمادگی کرد. رژیم صهیونیستی اعلام کرده بود ۹ مکان دیگر در جنوب بیروت تخلیه شود تا شلیک کند که ما به هیئت آمریکاییها اعلام کردیم اگر آنها بزنند ما آتشبس را رعایت نمیکنیم و میزنیم که آنها نزدند.
اگر محاصره ادامه یابد، تنگه هرمز بسته میشود
در نهایت آتشبس برقرار شد؛ اما ناقص بود، ما گفتیم اگر آتشبس نکنید ما هم آتشبس را رعایت نمیکنیم. هم مذاکره را قطع میکنیم و هم جنگ را آغاز میکنیم. آنها آتشبس را نیمبند قبول کرده بودند و همین از حیله آنها بود؛ اما ما ایستادیم و حتی تنگه هرمز را هم بستیم و روشن گفتیم از همه ابزارها استفاده میکنیم که در نهایت توانستیم اراده و خواسته خود را تحمیل کنیم.
روز گذشته هم روشن گفتیم اگر محاصره ادامه یابد، تنگه بسته خواهد شد، در جریان این مذاکره سهجانبه بسیار بر این موضوع تأکید داشتیم و برای هیئت آمریکایی جا انداختیم که ما واقعاً نسبت به آنها بیاعتمادی کامل داریم. ما خواستههای خود را کامل گفتیم و در حال حاضر نیز روی موضوعاتی اختلافنظرهایی وجود دارد. آنها نظراتی روی مسائل هستهای و تنگه دارند که ما سر مواضع خود میایستیم. قطعاً بی شک نفس مذاکره برای این است که دو طرف به یک تفاهم برسند و آنچه برای ما اصل بوده این بود که بیاعتماد هستیم. ما برای رسیدن به صلح پایدار تضمین شده که دیگر این بحث تکرار نشود حسننیت داریم. رژیم صهیونیستی طی ۸۰ سال گذشته روند جنگ و آتشبس را بارها دنبال کرده است؛ لذا این چرخه غلط باید جایی به پایان برسد به این معنا که این جنگ باید تمام شود و تضمین داشته باشد که دیگر از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی آغاز نشود.
مذاکره سهجانبه در کاهش سوءبرداشتها مؤثر بود
کار مذاکره هیچ کار سلیقهای و جناحی نبود و در جاهایی که لازم بود اقتدار و سرسختی داشته باشیم آن را رعایت کردیم و حواسمان بود که همواره بیاعتماد باشیم و چند بار این نکته را در جریان مذاکره گفتیم، در آخر نیز اشاره کردم که این مذاکره، بیاعتمادی ما را حل نکرد؛ اما تصور میکنم هیئت آمریکایی و هیئت ایرانی با سوابقی که از مذاکرات پیشین داشتیم مقداری به درک واقعیتری از یکدیگر دست پیدا کردهاند. تا پیشازاین نسبت به صحبتها سوءتفاهمهایی میشد و نسبت به یک موضوع برداشتهای متفاوتی میشد. اما چون بحثها در این نوبت سهجانبه بود و میانجیگری هم میشد مشخص میشد منظور این است و آن نیست.
برای مثال بحث میشد آزادسازی قرار است برای آن کار باشد که بعد مشخص میشد نه این آزادسازی برای جنبه دیگر کار است؛ لذا کار بسیار دارای ظرافت است. در این میان مهم این است که یکلحظه از عرصههای میدان، خیابان و دیپلماسی اقتدار غفلت نکنیم و همه را برای یک هدف و آن هم تحقق حقوق ملت و ایمن کردن کشور بدانیم که دیگرکسی مجدداً جرئت تهاجم به این کشور را پیدا نکند و این مهمترین موضوعی است که باید دنبال کنیم.
میدان خیابان، میدان نظامی و میدان دیپلماسی را تقویت میکند/ آمریکاییها باید اعتماد ملت ایران را جلب کنند
میدان خیابان طبیعتاً محور اصلی است که هم حوزه نظامی و نیروهای مسلح و هم عرصه دیپلماسی را تقویت میکند و کار را پیش میبرد، بدون شک معتقدیم این اثر حضور ملی و مقاومت همهجانبه مردم و حضور عزیزان در خیابانها به عینه میتواند به عرصه نظامی و دیپلماسی کمک کند. همه اینها مبارزه با روشهای مختلف است.
بعضی موضوعات به نتیجه رسیده و برای بعضی موضوعات پیشنهادات دیگری مطرح شده است؛ اما با مباحث مبنایی فاصله دارد که ما به آن اصرار داریم. خواستههای ما خواستههایی نیست که قابلگذشت باشد و آنها نیز بحثهایی برای خود بهعنوان خطقرمز دارند که البته ممکن است صرفاً یک یا دو مورد باشد و در حال دنبالشدن است. در نهایت پیشرفتهایی داشتهایم درعینحال که فاصلهها همچنان زیاد بوده و برخی مسائل باقیمانده است. آمریکاییها باید تصمیم بگیرند که اعتماد ملت ایران را جلب کنند و این مهمترین کاری است که آمریکاییها باید انجام دهند. در این راستا باید رویکرد گفتوگوی خود را از یکجانبهگرایی و اینکه موضوعی را به ما تحمیل کنند دست بردارند و تجربه کردهاند که چنین چیزی اتفاق نمیافتد.
سیاست ما در مذاکره، تعهد در برابر تعهد است
سیاست ما نیز اقدام گامبهگام و تعهد در برابر تعهد است، اینگونه نخواهد بود که ما به تعهد خود عمل کنیم؛ اما آنها عمل نکنند. ما بر پایه بیاعتمادی کار را ادامه میدهیم. ما باید این توجه را داشته باشیم که دشمن از دشمنی خود دست برنداشته و قطعاً در کمین بوده و به دنبال آسیبزدن است و از آن ناامید نشده است و هر روز نیز یک شرارت از آستین خود درمیآورد. او تلاش دارد تا این وحدت، حضور مردمی و اتحادی که میان ۹۰ میلیون نفر ایرانی ایجاد شده را خراب کند.
امروز نزدیک ۳۰ میلیون نفر در پویش جان فدا شرکت کردهاند و بانوان خود را دیدیم که کیلومترها تجمع کردند و خانوادههایی بودند که وقتی جایی تهدید شد با فرزندان خود به محل تهدید رفتند. ما باید قدرشناس مردم باشیم که قدرت ما هستند. امام راحل (ره) فرمودند اگر میخواهید امروز آسیبی به مملکت نرسد باید پشتیبان ولایتفقیه باشیم و این امروز وظیفه ماست و وظیفه ما مسئولان برای این اجماع و وحدت سنگینتر است که هم یکپارچگی ایجاد کنیم و هم رفتارمان باعث دوگانگی نشود.
از مردم عزیز نیز میخواهم در حق همه رزمندگان دعا کنند؛ چه آنهایی که در حوزه نظامی می رزماند، چه آنها که در حوزه دیپلماسی حضور دارند و چه برای مردمی که هر روز در میدان حضور دارند که همینها برگهای برنده ما هستند.

