هیچ دوگانهای میان میدان و دیپلماسی وجود ندارد
رئیس هیئت مذاکرهکننده ایران در تشریح مذاکرات سوییس
۳۱ خرداد ۱۴۰۵
با آرزوی قبولی عزاداریهای ملت ایران در ایام ماه محرم و در آستانه تاسوعا و عاشورای حسینی، در این ایام از همه مردم التماس دعا دارم.
گاهی برخی تصور میکنند میان دیپلماسی و میدان نظامی تقابل وجود دارد و باید میان این دو یکی را انتخاب کرد؛ برخی طرفدار میدان و برخی طرفدار دیپلماسی هستند، درحالیکه اساساً این نگاه، نگاهی اشتباه است.
در واقع ایجاد چنین دوگانهای، یک خطای تحلیلی است و نمیتوان این دو عرصه را در برابر یکدیگر تعریف کرد.
پیروزیهای میدانی زمانی اثرگذار و ماندگار میشوند که در عرصه حقوقی و سیاسی تثبیت شوند، هر موفقیت نظامی هرچقدر هم بزرگ باشد، زمانی میتوان آثار و دستاوردهای آن را در حال، آینده و حتی در تاریخ مشاهده کرد که آن پیروزی در چارچوب حقوقی و سیاسی ثبت و تثبیت شده باشد؛ در غیر این صورت، زحمات میدان به نتیجه پایدار نخواهد رسید.
در برخی شرایط، در حوزه نظامی امکان تحقق برخی اهداف وجود ندارد و در اینجاست که دیپلماسی باید مأموریت خود را انجام دهد؛ یعنی همان مأموریتی که نیروهای نظامی به هر دلیل امکان انجام آن را ندارند، از مسیر دیپلماسی دنبال و به سرانجام برسد.
این نگاه، یک نگاه مقطعی یا مربوط به امروز نیست؛ بلکه سالها پیش نیز بر آن تأکید شده است. حدود شش یا هفت سال پیش نیز این نکته را مطرح کردهام که «مذاکره یک روش مبارزه و ادامه مبارزه است».
بنابراین، ایجاد دوگانه میان میدان و دیپلماسی که برخی آن را القا میکنند، اساساً یک نگاه انحرافی است و نمیتواند مبنای تحلیل صحیح باشد.
متأسفانه، برخی تلاش میکنند اینگونه القا کنند که یا باید طرفدار میدان بود یا طرفدار دیپلماسی، درحالیکه این تفکیک، اساساً غلط و غیرواقعی است. مسیر درست این است که این دو عرصه مکمل یکدیگر دیده شوند، نه متضاد یکدیگر.
سفر سوئیس، پیوند میدان و دیپلماسی و تبیین مذاکره بهعنوان ادامه مبارزه
این سفر در امتداد موفقیتهایی بود که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران باقدرت، شجاعت، ایثار، درایت و خلاقیت در میدان به دست آوردهاند.
امروز در مقطع آتشبس و پایان جنگ، بخشی از مأموریتها با استفاده از ظرفیت گفتوگو و مذاکره دنبال شده و این روند در امتداد همان مسیر میدانی است که در قالبی دیگر ادامه پیدا کرده است.
در شرایط فعلی، بخشی از موضوعاتی که در میدان نظامی امکان تحقق کامل ندارند، از طریق دیپلماسی و مسیر گفتوگو پیگیری میشوند و این دو عرصه در واقع مکمل یکدیگر هستند، نه در تقابل با هم.
ممکن است یک موضوع مشخص را بتوان با ابزار نظامی پاسخ داد و همان موضوع را نیز بتوان از مسیر مذاکره حلوفصل کرد؛ بنابراین هیچگونه تعارضی میان این دو شیوه وجود ندارد و اساساً نباید چنین دوگانهای شکل بگیرد.
امروز همه ارکان کشور، چه در حوزه نیروهای مسلح و چه در حوزه دیپلماسی، یک هدف مشترک را دنبال میکنند و آن نیز پیشبرد منافع ملی و تحقق اهداف کلان جمهوری اسلامی ایران است.
نیروهای مسلح کشور با افتخار، قدرت، ایثار، درایت و خلاقیت در میدان، دستاوردهای مهمی را رقم زدهاند و بخش قابلتوجهی از این دستاوردها اکنون از مسیر دیپلماسی در حال تکمیلشدن است.
بنده خود را دیپلمات نمیدانم؛ من یک رزمنده هستم، اما همین مسئله کمک میکند بتوانم مفاهیم را بهتر برای طرف مقابل تبیین کنم، چراکه درک واقعی از میدان جنگ وجود دارد و این درک در روند گفتوگو اثرگذار است.
ما مذاکره را نیز یک روش مبارزه میدانیم؛ به این معنا که همانطور که میدان، عرصه مبارزه است، دیپلماسی نیز ادامه همان مبارزه در قالبی دیگر محسوب میشود.
بر همین اساس، در سفر اخیر تلاش شد همان منطقی که در میدان حاکم است، در عرصه دیپلماسی نیز موردتوجه قرار گیرد و بهعنوان پشتوانه مذاکرات عمل کند.
هدف نهایی این است که دستاوردهای میدانی در قالب سیاسی و حقوقی تثبیت شود تا ماندگاری پیدا کرده و در نهایت به نتیجه عملی و پایدار برسد.
ماده ۱۳؛ بیاعتمادی به آمریکا، سازوکار اجرای توافق و آثار اقتصادی
علت اصلی این تمرکز بر ماده ۱۳ یادداشت تفاهم، بیاعتمادی بهطرف آمریکایی بوده است.
جمهوری اسلامی ایران به آمریکاییها بیاعتماد است و باتوجهبه تجربههای گذشته، این بیاعتمادی نهتنها یک واقعیت سیاسی، بلکه از منظر عقلانی نیز قابلتوجیه و ضروری است.
بر همین اساس، در مذاکرات تلاش شد مدل مفهومی اجرای توافق بهگونهای طراحی شود که نقشه راهی مشخص و قابل راستیآزمایی داشته باشد و اجرای تعهدات طرف مقابل بهصورت مرحلهبهمرحله و قابلسنجش انجام شود.
در ابتدا بحث بر سر اجرای چندمرحلهای برخی تعهدات مطرح بود، اما در جمعبندی نهایی، رویکردی اتخاذ شد که مجموعهای از اقدامات بهصورت یک بسته اجرایی دنبال شود.
برایناساس، مقرر شد برخی اقدامات بهصورت فوری و همزمان با امضای تفاهم آغاز شود تا اطمینان حاصل شود اجرای توافق صرفاً در سطح متن باقی نمانده و در عمل نیز آغاز شده است.
در بند ۱۳ تصریح شده است که بندهای ۱، ۴، ۵، ۱۰ و ۱۱ باید بلافاصله پس از امضای تفاهمنامه اجرا شوند یا اجرای آنها آغاز شود، چراکه این بندها قابلیت اجرای فوری دارند.
هدف از این طراحی آن بود که راستیآزمایی اجرای تعهدات ممکن باشد و بتوان اطمینان حاصل کرد که طرف مقابل اجرای توافق را عملاً آغاز کرده است.
در این چارچوب، امضای تفاهم و آغاز اجرای برخی بندها بهصورت همزمان انجام شد و این مسئله یکی از نکات مهم در روند مذاکرات به شمار میرود.
یکی از دستاوردهای مهم این فرایند، کاهش برخی محدودیتها و آغاز بخشی از گشایشهای اقتصادی در حوزههای مختلف بوده است.
در این چارچوب، موضوعاتی مانند فروش نفت خام، محصولات پتروشیمی و مشتقات آن، همچنین مسائل بانکی، بیمه و حملونقل در دستور کار قرار گرفت و برای آنها سازوکار اجرایی تعریف شد.
هرچند توافق نهایی به معنای رفع کامل تحریمها هنوز شکل نگرفته، اما برای جلوگیری از اختلال در فعالیتهای اقتصادی کشور، برخی مجوزهای موقت یا همان «ویور» برای فروش نفت و انجام مبادلات اقتصادی صادر شده است.
این مجوزها بهعنوان راهکاری موقت در نظر گرفته شدهاند تا فعالیتهای اقتصادی کشور در شرایط موجود دچار وقفه نشود و امکان ادامه جریان تجارت فراهم باشد.
بخشی از منابع مالی کشور نیز در قالب این توافقها در مسیر آزادسازی قرار گرفته و این موضوع در کنار سایر محورهای اقتصادی، بخشی از بسته کلی مذاکرات را تشکیل میدهد.
یکی از موضوعات مهم مطرحشده در این مذاکرات، بحث پایان جنگ و تثبیت حاکمیت ملی لبنان بر تمام سرزمین این کشور بوده است.
بر همین اساس، سازوکاری طراحی شده تا اجرای این هدف دنبال شود و طرفین در مسیر تضمین حاکمیت و تمامیت ارضی لبنان نقشآفرینی کنند.
در این چارچوب، مقرر شده است جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا هر دو در خصوص حاکمیت و تمامیت ارضی لبنان نقش تضمینکننده داشته باشند و یک سازوکار نظارتی برای پیگیری اجرای این موضوع شکل بگیرد.
هدف این است که شرایطی فراهم شود تا مردم لبنان بتوانند به زندگی عادی بازگردند و وضعیت امنیتی و سیاسی این کشور به ثبات برسد.
تا زمانی که این موضوع به نتیجه نهایی نرسد، پیگیری آن ادامه خواهد داشت و رها نخواهد شد.
از ابتدای جنگ اعلام شد که وضعیت مدیریت تنگه هرمز به شرایط قبل از جنگ باز نخواهد گشت و این موضوع بر اساس ترتیبات جدید و با رعایت کامل قوانین بینالمللی دنبال خواهد شد.
در همین چارچوب، یک سازوکار هماهنگی و خط تماس برای مدیریت تردد کشتیها در نظر گرفته شده است تا هرگونه ابهام، سؤال یا مسئله احتمالی از طریق این مرکز پیگیری و حلوفصل شود.
مدیریت تنگه هرمز بر اساس ترتیبات جدید در اختیار جمهوری اسلامی ایران است و این مدیریت بهصورت فعال و مستمر اعمال خواهد شد.
هدف از این سازوکار، افزایش ایمنی، تسهیل تردد و جلوگیری از بروز تنش در این گذرگاه مهم بینالمللی است تا جریان عبورومرور دریایی بانظم و سرعت بیشتری انجام شود.
در جریان ۸۰ دقیقهای مذاکرات، درحالیکه گفتوگوها در حال پیشرفت بود، مشخص شد که طرف آمریکایی اظهاراتی تهدیدآمیز نسبت به هیئت مذاکرهکننده و جمهوری اسلامی ایران مطرح کرده است.
بر اساس اصل روشن جمهوری اسلامی ایران مبنی بر اینکه مذاکره تحت تهدید معنا ندارد، همانجا اعلام شد که ادامه گفتوگو در چنین شرایطی ممکن نیست و هیئت ایرانی جلسه را ترک کرد.
پس از ترک جلسه، پیگیریهایی از سوی میانجیها از جمله مقامات قطر و پاکستان انجام شد، اما موضع جمهوری اسلامی ایران روشن بود و بازگشت به جلسه در آن مقطع صورت نگرفت.
در نهایت، جمعبندی مذاکرات از طریق بیانیهای که توسط میانجیها صادر شد اعلام گردید و روند گفتوگوها بر همان اساس ادامه یافت.
امروز بیش از هر زمان دیگری کشور نیازمند وحدت است و همه ارکان، شامل میدان نظامی، دیپلماسی و مردم، باید در یک مسیر واحد حرکت کنند.
هرگونه دوگانهسازی میان میدان و دیپلماسی یا ایجاد اختلاف در فضای سیاسی کشور به منافع ملی آسیب میزند و باید از آن پرهیز شود.
حرکت کشور باید حول محور رهنمودهای رهبر انقلاب و در چارچوب وحدت ملی باشد تا مسیر پیشرفت و حل مسائل کشور با انسجام دنبال شود.
