۰

سخنرانی دکتر قالیباف در اجتماع پرشور معلمان، کارگران و اقشار

 اخبار

//bayanbox.ir/view/8575535601014223102/dr.jpg

به همه معلمان فهیم و صبور، همه کارگران زحمت کش و عزیزانی که به مناسب روز معلم و کارگر کنار هم جمع شده ایم سلام عرض می کنم. همچنین جانبازان عزیز، این مردان مردی که سالیان دراز بر بستر مجروحیت و ویلچر نشسته اند تا من و شما ایستاده در خدمت مردم باشیم.


امروز مهندسان فارغ التحصیل ما در کشور با کشورهای صنعتی و پیشرفته دنیا رقابت می کنند.


در 29 اردیبهشت ماه 1396 این ملت تصمیم خواهد گرفت و سکان دار مدیریت اجرایی کشور را مشخص خواهد کرد. من چند شب قبل هم اشاره کردم که ما واقعیت های تلخ و شیرین زیادی را در کشور خود می بینیم؛ واقعیت های شیرین ما این است که کشور ما یک کشور ثروتمندی است همانطور که همه دنیا و ملت ما این را می داند و باور دارد.


تنها در حوزه نفت و گاز به عنوان یک ذخیره عظیم، رتبه اول جهان متعلق به کشور ما است؛ همچنین در حوزه منابع انسانی نیز امروز جزو جوان ترین کشورهای دنیا هستیم این در حالی است که بسیاری از کشورها بحران نیروی انسانی دارند با این وجود ما نیروی انسانی جوان، تحصیل کرده و متخصص داریم. امروز مهندسان فارغ التحصیل ما در کشور با کشورهای صنعتی و پیشرفته دنیا رقابت می کنند.
 


از بعد جغرافیایی در کشوری هستیم که در زمستان و تابستان اختلاف دمای بین 30 تا 40 درجه داریم، در زمانی که در شمال کشور مردم در دمای منفی 15 و منفی 20 درجه زندگی می کنند، در جنوب کشور مردم در کنار ساحل در یک هوای خوب با دمای مثبت 20 درجه زندگی می کنند، البته اگر ریزگردها بگذارند.


موقعیت اقلیمی ما حتی به گونه ای است که در بعضی از استان ها همزمان چهار فصل را داریم؛ همه عزیزان اهل کشاورزی مطلع هستند که دو محصول خرما و گردو دو اقلیم متفاوت دارند این در حالی است که در استان کرمان، در کمتر از 100 کیلومتر در ارتفاعات بردسیر شما گردو های منطقه بردسیر را می بینید و از یک طرف نخل های خرما را در دشت جیرفت مشاهده می کنید.


این موارد ظرفیت های کشور ما به شمار می رود اما این ظرفیت ها به درستی اداره نمی شود.
در تاریخ کشور ما در مقاطعی که دولت های نالایق مثل دوره قاجار سر کار می آیند، آنها چشم به خارج از کشور دارند و هیچ تکیه ای به مردم ندارند. در آن دوره وقتی اشرافی گری، تنبلی و دوری از مردم روند دوره قاجار می شود، مردم ایران باید هزینه اش را بدهند. مردمی که این هزینه را با انقلاب مشروطیت می دهند، خصوصا آذری ها، بختیاری ها، گیلانی ها و همه دست به دست هم می دهند تا بتوانند به آن ناکارآمدی پایان دهند.

چرا باید بیکاری آنچنان گریبان گیر شود که فرزندان شرمنده خانواده و  پدران شرمنده فرزندان شوند


وقتی مردم به طرق مختلف از میدان خارج می شوند، نتیجه اش استبداد پهلوی است، رژیمی که هم به مردم ظلم کرد و هم سرباز بی چون و چرای آمریکا بود و این ملت را به بیگانگان فروخت؛ باز هم این ملت و مردم باید هزینه این کار را بدهند. امام مهربانی ها، مستضعفان و محرومان که جز برای خدا سخن نگفت و جز در راه خدا گامی بر نداشت، محبت او در دل یکایک مردم سرزمین افتاد و خداوند رابطه امام (ره) را با مردم مستحکم کرد. به این ترتیب انقلاب اسلامی اتفاق افتاد.
همه با هم در 12 فروردین سال 58 رای خود را به نظام مقدس جمهوری اسلامی به صندوق رای ریخیتیم و عهد همه ما با هم این بود مردم در سرنوشت خودشان دخیل بوده و در عرصه های مختلف تصمیم گیر باشند.
متاسفانه در گذشت زمان هرچه قدر فاصله کردیم به تدریج و آرام آرام تاثیرات مردم در تصمیمات کشور کاهش پیدا کرد.
دوران دفاع مقدس همه مردم به میدان آمدند و آن افتخار عظیم در بعد نظامی اتفاق افتاد به نحوی که یک متر از میهن اسلامی در اختیار دشمن قرار نگرفت؛ مردم مبارزه و مجاهدت کردند و با شهید دادن و مجروح دادن، ایستادگی کردند و جنگ را مدیریت کردند. اگر مردم نبودند، ارتش و سپاه قادر نبودند جنگ را اداره کنند چرا که مردم جنگ را اداره کردند.

روزهای اول جنگ حتی برای داشتن یک خمپاره 60 با برد 1200 متر، محدودیت داشتیم اما همین مردم، دانشگاه، اساتید، صنعتگران در کمتر سه – چهار سال توانستند موشک بسازند. همین تراشکاران صنعتی که در کنار خیابان موتور ماشین تعمیر می کردند، توانستند مهمات جبهه بسازند و زمانی که جنگ تمام نشده بود به موشک دسترسی پیدا کنند؛ آن ها با تولید تکنولوژی توانستند مناطق نظامی دشمن را مورد هدف قرار دهند.
آن جایی که مردم در صحنه هستند نشان دادند هم داریم، هم می شود و هم می توانیم. سوال امروز ما از دولت مردان این است که در کشوری با این همه سرمایه و ظرفیت های مادی و انسانی چرا باید رکود بر اقتصاد ما سیطره پیدا کند؟ چرا امروز باید بیکاری آنچنان گریبانگیر خانواده ها شود که فرزندان شرمنده پدران و پدران شرمنده فرزندان خود باشند؟


متاسفانه بخش قابل توجهی از طلاق ها به خاطر نداشتن شفل اتفاق می افتد


امروز فاصله بین یک جوان بانشاط و فارغ التحصیل تا تبدیل شدن به یک معتاد کارتن خواب تنها در فاصله یک شغل در کمتر از یک سال است.
امروز همه آمارها نشان می دهد ازدواج کاهش و طلاق افزایش پیدا کرده است. همچنین بر اساس آمارها بخش قابل توجهی از طلاق ها در همان سال های اول و دوم زندگی است. فاصله بین یک زندگی شیرین و باتداوم با یک زندگی فروپاشی شده تنها در دو سال به معنی داشتن و نداشتن یک شغل است. چرا باید این اتفاق بیفتد؟

امروز یک تعداد افراد فرصت طلب، منفعت طلب می خواهند با نفوذ، پارتی، ثروت، تهدید و تطمیع بیشترین منفعت را از سرمایه و انفال ملی در کشور ببرند، بدون اینکه هیچ کاری انجام دهند و تلاشی کنند.


در شرایطی که در حوزه واردات و صادرات در سقف 50 میلیارد دلار قرار داریم، نزدیک به 25 میلیارد دلار قاچاق کالا صورت می گیرد. در حالی که تروریست ها به دنبال این هستند یک جلیقه انفجاری وارد کشور کنند و این جزیره امن را به هم بزنند ولی قادر نیستند، چطور می شود نزدیک به 25 میلیارد دلار قاچاق از ریل ها و جاده ها وارد کشور شده و توزیع شود. شما باور می کنید در کشور این را نفهمند و ندانند. جز اینکه 4 درصد حوزه نفوذ داشته و بقیه را تحت تاثیر قرار داده اند.


خود ما در روستا زندگی کردیم و معنی کشاورزی را می دانیم؛ وقتی یک تولید کننده محصولات کشاورزی و صنعتی می خواهد کالای خود را وارد بازار کند، حتی نمی تواند هزینه های تمام شده خود را پوشش دهد و حداقل سود را می برد اما چطور می شود مردم ما همین میوه را باید با گران ترین قیمت خریداری کنند. در این شرایط تولید کننده تحت فشار قرار دارد و 96 درصد مردم تحت فشار قرار دارند، چه کسی جز دلالان زالو صفت منفعت می برند؟


ما باید تلاش کنیم تا سایه سنگین این افراد را که جز ظلم به مردم کاری ندارند، از میان برداریم. سایه واردات چی هایی که اقلام مضر و غیر ضروری وارد کشور می کنند، در نتیجه شاهد این وضعیت بیکاری جوانان هستیم؛ در مقابل با این اقدام آنها  واردات کنندگان و تجار مومن، زحمت کش و میهن دوست ما ورشکست می شوند ولی این ها هر روز پولدار تر می شوند. همه کارخانه داران و کسانی با رنج و زحمت در کشور تولید ثروت می کنند، هر روز یک کارخانه یکی پس از دیگری تعطیل می شود اما این قاچاق چی ها و دلال ها هر روز پولدار تر می شوند.
در 29 اردیبهشت باید به این سیاست ها و حرکت ها پایان دهیم و فرصت ندهیم این روند در کشور ادامه پیدا کند چرا که امروز جوانان ما فرصت کار ندارند.


غصه ما این است که علی و علی‌ها و جوانان کشور امیدی به آینده ندارند.


یک سال و اندی قبل طبق بازدید های معمول خود به کوره پزخانه های شهر تهران برای سرکشی رفتم؛ در آنجا شاهد بودم که خانواده ها با چه وضع اسفناکی زندگی می کردند؛ آنها در یک اتاق کوچک که با خشت و گل و با سقف ایرانیت درست کرده بودند زندگی می کردند و یک حمام سیمانی برای هر چهار - پنج خانوار وجود داشت؛ وقتی با این خانواده ها صحبت می کردم،  از قضا عمدتا اهل خراسان خود ما بودند که با وضع اسفباری زندگی می کردند.


با دوستانی که سر کوره کار می کردند صحبت کردم و خیلی سوال های فنی هم از آنها پرسیدم. همراهان من پرسیدند چطور از خشت و قالب های خشتی حرف می زنی؟ پاسخ دادم من وقتی 15 سال سن داشتم، سرکوره کارگری کردم تا بتوانم درس بخوانم.


در همین اثنا دیدم یک نوجوان 14 – 15 ساله هم آنجا است و کار می کند. وقتی با این نوجوان صحبت می کردم، متوجه شدم چقدر باهوش و با استعداد است. اسم این نوجوان «علی» بود و اطلاعات آنجا را دقیق تر از همه داشت. این نوجوان 14 ساله انقدر دقیق همه را می شناخت، که حتی می توانست بگوید چند نفر از ساکنان این کوره پزخانه مریض هستند و کدامشان آخرین بار دکتر رفته است؛ چه کسی لباس دارد و چه کسی ندارد، کدام یک در هفته گذشته یک وعده غذای گرم خورده و یا نخورده اند. حتی او سایز لباس یا سایز پای همه  آنها را می دانست. وقتی هوش و استعداد این بچه را دیدم، امروز که به اینجا می آمدم به دوستانم گفتم «علی» را پیدایش کنید تا بیاید.


«علی» همه تشکل های خیریه را می شناخت و مسلط به حوزه آی تی بود؛ حتی با ایرانی های خارج از کشور که می خواستند کمک کنند، از طریق اینترنت تماس داشت و از آنها کمک می گرفت. آن روز که این نوجوان را دیدم، تمام زندگی خودم در 15 سالگی برایم مرور شد.


حرف و سوال اصلی من امروز این است که سرنوشت من و این علی در یکجا با هم مشترک بوده؛ آن هم در کار، تلاش، نداری و زحمت است.


انقلاب اسلامی به همت شما مردم و خون شهدا این فرصت را فراهم کرده است تا قالیبافی که در سن 19 سالگی هیچ فرقی با «علی» ، «علی» ها و بقیه جوانان نداشته، امروز پشت این تریبون ایستاده است و مدعی است که می تواند خدمتگذار شما مردم باشد؛ این فرصت را انقلاب و مردم به قالیباف و قالیباف ها دادند اما غصه ما اینجا است که چرا امروز جوانان این کشور امیدی به آینده خودشان ندارند؟ این جز سلطه 4 درصد برای خروج مردم از عرصه مدیریت، چیز دیگری نیست.


به مردم وعده صد روزه میدهند اما حالا میگویند صد سال وقت میخواهیم!


من به شما عرض می کنم 4 درصدی ها با تاثیری که بر تصمیم گیری گذاشته اند، حتی در قانون گذاری، قانون شکنی، دور زدن قانون اثرگذاری می کنند.
وقتی دولت روش دوری از مردم و اشرافی گری را سابقه خودش قرار دهد، نتیجه این می شود که این افراد رشد می کنند و فرصت ها برابر اجتماعی و اقتصادی را از جامعه بگیرند؛ در ادامه شاهد هستیم که طبقات برخوردار و غیر برخوردار در جامعه شکل می گیرد.
باید در 29 اردیبهشت به این روند پایان دهیم و مردم را در صحنه اشتغال، سیاست، اقتصاد و فرهنگ وارد کنیم.
بعضی افراد وقتی با مردم صحبت می کنند حرف از تحول 100 روزه در اقتصاد می زنند اما بعد از 4 سال می گویند چه کسی قول 100 روزه داده است؟ این مسایل 100 سال زمان می خواهد. حرف ما این است که این مردم و ملت نه صبر ایوب دارند و نه عمر حضرت نوح.


ما مطمئن هستیم که دولت مردم در کنار شما مردم می تواند کاری کند تا دست به دست هم دهیم و مشکلات مردم را حل و فصل کنیم. ما می توانیم، می شود و داریم از این رو باید بر داشته های خودمان تکیه کنیم.


به شما عزیزان مژده می دهم با برگشتن مردم در صحنه اداره کشور، دوباره زنگ های کارخانه های ما به صدا در آید و کارگران ما هر روز با عشق و نشاط از سحرگاهان تا پاسی از شب مشغول کار، تلاش و فعالیت شوند.


انشالله زمین های کشاورزی ما پر برکت تر از همیشه باشد، مردم ما نیز با خیال آسوده تولید خودشان را انجام دهند و دوباره شور، نشاط کار و فعالیت به کشور ما بر گردد.


انشالله به جای اینکه یک کشور وارداتی باشیم در آینده نه چندان دور کالاهای ایرانی را در اقصی نقاط دنیا خصوصا بازارهای منطقه ببینیم و همینطور که ما قدرت دفاعی بالایی داریم، قدرت اقتصادی بالایی هم داشته باشیم.


می توانیم به همه کارگران، معلمان، زحمت کشان، بازنشستگانی که زحمت کشیده اند و امروز شرمنده نوه ها، عروسها و دامادهای خودشان هستند و مخصوصا خانواده های نیازمند کمک کنیم و مثل همیشه افتخار را به ایران و ایرانی برگردانیم.

نظرات (۰)
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی