۰

مصاحبه با کالین فلینت درباره چاپ دوم کتاب مقدمه ای بر ژئوپلیتیک

 مقالات

http://bayanbox.ir/view/9081222410887108659/1238.jpg

مصاحبه با کالین فلینت درباره چاپ دوم کتاب مقدمه ای بر ژئوپلیتیک

این مصاحبه مربوط به چاپ دوم کتاب مقدمه ای بر ژئوپلیتیک است. دکتر فلینت با دقت جزئیات تغییرات چاپ جدید کتاب که شامل تعریف ژئوپلیتیک، مفاهیمی از قبیل تصورات و انگاره های ژئوپلیتیکی و کدهای ژئوپلیتیکی و موضوعات مربوط به آنها را شرح می دهد.

 

سوال اول:چرا کتاب «مقدمه ای بر ژئوپلیتیک دیگری» را نوشته اید؟

در ابتدا به این خاطر که ناشران از من در خواست چاپ جدیدی را نمودند. ویرایش اول کتاب به نظر می رسد که با موفقیت همراه بوده است که البته در این مدت ضمن تجربیات خودم از بازخوردهای رسمی و غیررسمی کتاب آگاهی یافته ام. در نتیجه ترکیبی از دوباره سازی، سازماندهی مجدد و اضافه نمودن مطالب جدید به محتوای کتاب ضرورت پیدا کرد.

 

سوال دوم:علت اساسی چاپ دوم چه بوده و تغییرات و اضافات آن کدامند؟

تغییرات عمده شامل انتقال بحث مدل مودلسکی به انتهای کتاب، افزدون یک فصل جدید درباره ژئوپلیتیک زیست محیطی و همین طور ایجاد فصلی درباره شبکه هایی که توازن برابر نسبت به تروریسم(منازعه) و شبکه های صلح دارند، می شود.

 

علت اساسی برای انتقال بحث مودلسکی به انتهای کتاب به این جهت بوده که تاکید بر عاملیت در طول کتاب معنی پیدا کند. بنابراین کتاب با کدهای ژئوپلیتیکی و گزینه هایی که بازیگران ژئوپلیتیکی ایجاد می کنند، شروع می شود. سپس کتاب با نتیجه گیری این که چطور ساختار، عاملیت را تحت تاثیر(مثلا محدودسازی) قرار می دهد پایان می یابد.

 

همچنین دانشجویان من بخش مربوط به مودلسکی را انتزاعی و پرچالش ترین بخش کلاس یافتند. سازماندهی مجدد به این معناست که آنها تحت تاثیر مدل انتزاعی(نامعلوم) قرار نمی گیرند.

 

ژئوپلیتیک زیست محیطی به وضوح بخش حیاتی سیاست جهانی معاصر بوده و مورد علاقه بسیاری از دانشجویان است. از این رو، ایجاد یک فصل مستقل ضرورت پیدا کرد. 

 

و من با تعدادی از همکارانم از جمله (Scott Kirsch, Nick Megoran, Jim Tyner, Sara Koopman, and Amy Ross,) درباره تاکید بر ژئوپلیتیک صلح به جای منازعه مشغول فعالیت بودیم که منتج به بازنگری فصل مربوط به فصل شبکه ها گردید.

 

سوال سوم: تعریف کاربردی ژئوپلیتیک در این کتاب چیست؟ و منظور شما از این عبارت چیست؟ «ژئوپلیتیک واژه ای است که تصاویر مختلفی را در ذهن انسان متبادر می کند»؟(صفحه 13 اصلی/صفحه 34 ترجمه )

چرا ما تمرکز می کنیم که چنین اصطلاح پیچیده و سیالی را تعریف کنیم در حالی که این مفهوم مورد مناقشه است؟ 

تمام تلاش من این است که ژئوپلیتیک(به میزان زیاد حاصل از روابط متقابل قدرت و فضاست)  یعنی هم عمل(اقدام) و هم بازنمایی(توجیه اقدام) است.

 

اصطلاح(تبادر تصاویر مختلف در ذهن) به این منظور استفاده می شود که خواننده ژئوپلیتیک کلاسیک، موضوعاتی از قبیل استراتژی سازی کسینجر یا برتری جویی نظامی اروپایی بر جهان را مورد توجه قرار دهد اما غرض این بوده که از این دیدگاه پیش پا افتاده ژئوپلیتیکی مربوط به سیاستمداری گذشته به یک فهم جدید از بازیگران ژئوپلیتیکی متعدد برسیم.

 

سوال چهارم) دلیل شما از این که فهم خوب از سیاست جهان مستلزم داشتن بیش از یک تعریف از ژئوپلیتیک است، چیست؟

بررسی ژئوپلیتیک فمینیستی و سنتی ما را وادار به شناخت و بررسی بازیگران متعددی می کند که اقدامات ژئوپلیتیکی انجام می دهند و این بازیگران تنها محدود به دولت ها نمی شوند. با تفکر در ژئوپلیتیک انتقادی، ژئوپلیتیک را به عنوان عمل و بازنمایی فهم می کنیم.

 

سوال پنجم) عاملیت را چطور تعریف می کنید و ارتباط آن با ژئوپلیتیک چیست؟

عاملیت اقداماتی است که در تلاش برای رسیدن به هدف خاصی است. افراد و گروه ها عمل می کنند یا عاملیت دارند.

گاهی اوقات می توانیم درباره دولت ها و جنبش های اجتماعی صحبت کنیم که دارای عاملیت هستند. اما بعضی اوقات تفکر درباره گروهها و افراد در مقیاس پایین تر مناسب تر است(یعنی ریاست جمهوری و پنتاگون برای مذاکره درباره بودجه دفاعی متفاوت عمل می کنند).

 

این که عاملیت فضاها را ایجاد می کند بحثی ژئوپلیتیکی است (یعنی یک گروه ملی گرا در تلاش برای ایجاد دولت ملت است) در حالی که اقدامات درون فضاها قالب گیری یا قرار داده می شوند.  

 

سوال ششم)تشابهات و اختلافات بین کد ژئوپلیتیکی و تصور ژئوپلیتیکی در چیست؟

کد ژئوپلیتیکی بیشتر پویاست- با تغییر شرایط تغییر می پذیرد- و تولید نخبگان دولت است. محاسبات سیاست خارجی است که روزانه مورد تجدید نظر قرار می گیرند.

 

یک تصور، فهم تاریخ ملی، شخصیت یا حتی سرنوشت یک دولت است که ثابت بوده و ریشه در گرایش عمومی دارد. تصور زیربنایی است که موجب درک کد ژئوپلیتیکی می شود.

 

سوال هفتم) ژئوپلیتیک انتقادی چیست و چطور تحت تاثیر آنتونیو گرامشی و ادوارد سعید بوده است؟

 من ارزش خاص ژئوپلیتیک انتقادی را در دستورالعملش که بدیهیات ژئوپلیتیکی را از طریق به چالش کشیدن عبارات و زبان غالب مورد سوال قرار می دهد، می بینم.

 

ژئوپلیتیک انتقادی تاکید می کند جهانی که ما در آن زندگی می کنیم و ندرتا مورد توجه دقیق قرار می دهیم، محصول روابط خاص قدرتی است که برندگان و بازندگان را ایجاد می کند.

 

سودمندی روش گرامشی تمرکز آن بر نحوه ای است که چگونه چنین روابطی بدیهی و متقن انگاشته می شوند. در حالی که مباحث گرامشی صرفا درباره روابط طبقات بود، فکر می کنم بحث مذکور قابلیت گسترش به حوزه مفاهیم جغرافیای سیاسی از قبیل نقشه سیاسی جهان دولت- ملتها یا جهان سوم یا ظهور اقتصادهای جدید و یا پاکسازی قومی و غیره را دارد.

 

دیدگاه ادوارد سعید به سبب این که ما را در مورد این مطلب متوجه یک مقیاس جهانی می کند سودمند است و نیز نشان می دهد که چگونه این امر یک تشکیلات نهادی چندگانه شامل دولت، آموزش و رسانه و غیره است.

 

سوال هشتم) چرا گاهی اوقات واژه دانش را داخل کوتیشن می گذارید؟

چون ژئوپلیتیک انتقادی به ما نشان داده است که همه دانش ها بی طرف نبوده بلکه محصول روابط قدرت هستند که این روابط قدرت، تصوراتی ایجاد می کند که جهان چگونه چیزی را «معلوم» و «حقیقی» و چیزهای دیگر را «جعلی» و «غیرقابل اعتنا» در نظر می گیرد.  

 

سوال نهم) چرا تعریف تروریسم دشوار است؟

یک دلیل به این خاطر است که «معنی» در طول بافت های تاریخی- جغرافیایی تغییر می کند.

 

اما مهمترین دلیل این است که اغلب تروریسم را خشونت نامشروع و غیرقانونی تصور می کنند و در برابر خشونت مشروع یا مورد پذیرش توصیف می گردد.

 

نکته اصلی در اینجا این است که تروریسم تعریف شده به عنوان خشونت اعمال شده توسط گروه های غیر دولتی، خشونت اعمال شده دولتی را مشروعیت یا وجهه قانونی می بخشد که فشار گروههای سیاسی و اقلیت ها یا بمباران عملیات جنگی جنگ جهانی دوم یا کاربرد معاصر سلاح های اتمی به منظور تهدید یا هراس افکنی از این قبیل به شمار می روند.

 

سوال دهم) منظور شما از این عبارت چیست؟ عوامل ژئوپلیتیکی تعدادی از هویت ها را جعل نموده که برخی رقابتی و برخی مکمل یکدیگرند؟

من در کلاس درس این ایده را به دانشجویانم از این طریق خاطرنشان می کنم که آنها(دانشجویان) عوامل در هم تنیده یا پیچیده ای هستند.

 

دانشجویان اهداف چندگانه ای دارند که ممکن است ناهماهنگ و غیرهمسو باشد(مثلا بدست آوردن بالاترین نمره در کلاس و در عین حال به اندازه الاغ هم نداند)

 

دانشجویان ضمنا هویت های چندگانه دارند: یعنی دانشجو، فرزندپسر یا دختر، برادر، خواهر، عضو باشگاه و سازمان ها، جمهوریخواه، دموکرات و یا دیگر احزاب، شهروند، غیر شهروند، نژاد یا جنس و غیره هویت های آنها را تشکیل می دهد. هرکدام از این هویت ها، مقتضیات و خواسته های عاملیت خود را ایجاد نموده که ممکن است با هم (درون هویت ها) در رقابت بوده در صورتیکه رقابت بین خودشان را نادیده بگیریم.

 

بنابراین می گویم اگر این مطلب برای شما پیچیده است تنها در این باره فکر کنید که برای دولت چقدر می تواند پیچیده باشد.

 

نظرات (۰)
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی